رهنمودهای مدیریتی پروفسور احمدی نژاد به پرزیدنت ترامپ

در خبرها خواندم که اخیرا احمدی نژاد برداشته یک نامه 13 صفحه ای به دونالد ترامپ نوشته. بدلیل اینکه ترامپ حال و حوصله ندارد بنشیند و همه نامه احمدی نژاد را بخواند خلاصه این نامه را تهیه و در اختیار ایشان و رسانه های داخلی و خارجی قرار میدهیم:

- آقای دونالد ترامپ! ما شنیده ایم سازمان سیا امام زمان ما را دستگیر و در زندان گوانتانامو نپهداری میکنند. لطفا دستور بدهید ایشان در اسرع وقت آزاد بشود و به ایران بیاید. ما منتظریم ایشان بیاید و همه مشکلات را حل کنند و بیکاری و فقر و فساد و بدبختی  از این سرزمین  برطرف بشود و مملکت بشود مثل زمان شاه.

- برادر ترامپ! من شنیدم که شما در سخنرانی چند روز پیش خود گفتید: من رئیس کشور امریکا هستم و نمیخواهم رئیس دنیا باشم. بدینوسیله از شما میخواهم حالا که شما علاقه ای به مدیریت جهانی ندارید این کار را به اینجانب محول نمایید تا مثل هشت سال گذشته مدیریت خودم جهان را حسابی متحول بکنم.

- جناب دکترترامپ! مهم نیست که از این پس به ما و همکاران ما ویزا نمیخواهی بدهی. ما ناراحت نیستیم چون آب را ریختیم همانجایی که دارد می سوزد ولی بالا غیرتا شما این نیویورک را منطقه آزاد اعلام بکن مثل جزیره کیش که ما هرسال بتوانیم بیاییم و سخنرانی بکنیم.

- حاج آقا ترامپ عزیز! اگر میخواهی اقتصاد امریکا درست بشود باید آنرا بسپاری به دست برادران قاچاقجی ما تا خودشان از تولید به مصرف همه اجناس را بدون عوارض گمرکی وارد امریکا بکنند و ضمنا نفت را هم ببر سر سفره مردم امریکا. البته توزیع سیب زمینی در موقع انتخابات هم بد نیست. شما چون گونی سیب زمینی ندارید میتوانید سیب زمینی سرخ شده مک دونالد توزیع کنید.

- آقای ترامپ! بیا و مرد و مردانه یک کار اساسی بکن که اسمت تا ابد در تاریخ بدرخشد. تو بیا و این آخوندا را ببر توی آلاسکا مستقر کن. هم مردم ایران نجات پیدا میکنند و هم مشکل آلودگی محیط زیست حل میشه.

سی یو سوون
قربان شما دکتر احمدی نژاد

آیا آخوندی دروغگوتر و بی شرم تر از هادی عفاری سراغ دارید؟

مصاحبه حسین دهباشی با هادی غفاری را نگاه کردم. سراسر پر بود از دروغ و کذب و تحریف تاریخ. البته با توجه به سوابق دهباشی هیچ بعید نیست این سلسله مصاحبه ها برای تحریف تاریخ انقلاب 57 باشد ولی حتی به فرض درست بودن این گمانه دروغگویی های شاخدار هادی غفاری در این مصاحبه بطوری مشمئزکننده بود که دهباشی بارها مجبور به تیکه انداختن های بامزه ای به این شیخ تبهکار لجن میشد.
برای نسل جوان که هادی غفاری را نمی شناسند بد نیست توضیحات مختصری را دراینجا بنویسم:
- یکی از دروغ هایی که انقلابیون مذهبی قبل از وقوع انقلاب 57 در باره شکنجه های ساواک به سر زبانها انداخته بودند این بود که ساواک پاهای آیت الله عقاری (پدرگور به گور شده همین شیخ هادی عفاری) را در روغن داغ سوزانده اند و با مت کله اش را سوراخ کرده اند!
البته بعدها معلوم شد این چیزها اصلا واقعیت نداشته و آیت الله غفاری به دلیل مریضی ریق رحمت را سرکشیده و به درک واصل شده است.
- هادی غفاری در روز سقوط پادگانهای نیروی هوایی بسیاری از سربازان و همافران را در خیابان تهران نو تهران با اسلحه یوزی اعدام انقلابی کرد و الان مثل سگ دروغ میگوید که من دستم به خون کسی الوده نشده!
- هادی غفاری ناجوانمردانه با اسلحه کمری به هویدا شلیک کرد و او را قبل از اتمام جلسه محاکمه خلخالی کشت و الان با بیشرمی تمام میگوید. من نمیدانم هویدا را چه کسی کشت. فقط خدا میداند! ای تف به روح پدرت با این کثافتی که پس انداخته.
- هادی غفاری پس از پیروزی انقلاب مسئول جمع آوری رقاصه ها و فاحشه ها و بعضی از خوانندگان و هنرگیشه های سینما شد ریختن آب توبه به سر آنها! یکی از کارهای انقلابی او بود.
- هادی غفاری در همه صحنه های درگیری خیابانی علیه گروههای مخالف حضور فعالی داشت و افراد زیادی را به قتل رساند.
- هادی غفاری کارخانه استارلایت را تصاحب کرد و برخلاف دروغگویی هایش این کارخانه از شرکتهای بسیار خوب دوران دهه شصت بود. من بخوبی یاد دارم که جوراب شلواری استارلایت قیمت تعاونی اش 20 تومان بود و قیمت آزادش در عمده فروشی بازار بیش از ده برابربود که همین هادی غفاری کارش در مجلس این بود که حواله می نوشت! 
این جرثومه فساد هرچه که دارد از کارخانه استارلایت است.
بعد از مرگ خمینی و به روی کار آمدن خامنه ای جناح خط امامی از صحنه خارج شدند و خامنه ای دستور داد که استارلایت را از هادی غفاری پس بگیرند. 
- هادی غفاری بارها مزاحم دختران و خانم های شوهردار ناآگاهی که به موسسه الهادی برای کلاسهای خیاطی و گلدوزی میرفتند میشد و از انها تقاضای همخوابگی میکرد. اگر این چیزها را باور ندارید لطفا بروید و از همسایه ها و کسبه موسسه الهادی در خیابان تهران نو تحقیق بکنید.
هادی غفاری خودش یکبار در دانشگاه پلی تکنیک در جمع دانشجویان گفته بود: وقتی منافقین در عملیات مرصاد تا نزدیکی های کرمانشاه آمده بودند من به آنجا رفتم و پس از متواری شدن منافقین به شهرهای کرند و اسلام آباد غرب رسیدیم. در آنجا هرکس که با منافقین همکاری کرده بود را از درخت آویزان کردیم و به هلاکت رساندیم!

22 بهمن خود را چگونه گذراندید؟

بنظر من روز 22 بهمن حتی از روز عاشورا بهتر است. روز عاشورا آدم باید لباس سیاه بپوشد و کلی با زنجیر باید بزند توی سر و سینه خودش و گریه کند و یک عالمه آبغوره دربیاورد تا اینکه سر ظهر توی صف وایستی و نهار نذری بخوری آنهم با هزار زور و هل دادن و فحش خوار مادر شنیدن از صاحبخانه.
ولی روز 22 بهمن کاملا برعکسه. اول صبح اتوبوس ها توی محوطه مرکزی ساوجبلاغ سفلی برای ما صف کشیده و منتظر ما بودند. با لبخند و خوش اخلاقی بطور مجانی ما را سوار کردند و به تهران بردند و توی راه ساندیس و کیک دادند. نهار هم به ما دادند با نوشابه. البته بعضی از هم ولایتی های ما زرنگ بودند و همینکه ساندیس و کیک شان را گرفتند از اتوبوس پیاده شدند و رفتند دنبال کارشون ولی ما ماندیم تا به تظاهرات برویم و مشت محکم بزنیم به دهان استکبار جهانی.
توی تظاهرات به ما یک پلاکادری دادند که عکس یک مرد مو بور خارجی رویش بود و یک چیزهایی به خارجی نوشته بود. از مش کلبعلی که پسرش توی امریکاست و میگن معاون بخشداری ساوجبلاغ امریکاست پرسیدم این عکس کیه؟ مش کلبعلی هم اول یک قیافه عاقل اندر سفیه به من انداخت و با صدایی کلفت و از ته گلو گف: بدبخت بیچاره! مگر تو اخبار صداو سیما را نگاه نمی کنی. این رئیس جمهور جدید امریکاست دیگه. اسمش هم هست ترامپعلی. این کلمات خارجی هم که روی عکسش می بینی چند تا فحش خوار مادر است که ما به او میدهیم.
هیچی نگفتم و یکی از آن پلاکادرها را برداشتم و رفتم داخل جمعیت. خوبی تظاهرات 22 بهمن این است که برخلاف اتوبوس های شرکت واحد قسمت زن ها و مردها جدا نیست. آزادی برقراره. همه با هم قاطی پاطی بودیم و خیلی کیف داد.
خوشبختانه الان طوری شده که توی تظاهراتها لازم نیست آدم بخودش زحمت بدهد و داد بزند و شعار بدهد تا گلویش بگیرد. وانت بارهایی که بلندگوهای بزرگی را حمل میکنند آنقدر زیادند که گاهی تعدادشان از جمعیت راهپیمایان بیشتر است و آنها خودشان شعار میدهند و پاسخ همدیگر را میدهند و ما فقط خانم ها را دید میزنیم.
خلاصه امروز خیلی خوش گذشت فقط  وقتی مراسم تمام شد نامردها اتوبوس ها رفته بودند و ما با خرج خودمان سوار مینی بوس شدیم و به ولایت برگشتیم. این کارشان اصلا درست نبود. ایندفعه غلط بکنم اینجوری بروم راهپیمایی. دولت باید برای ما ازانس دربست بگیرد. غذا هم که پیاز نداشت. باید از سال دیگه کنار کوبیده حتما نوشابه خانواده و یک پیاز درسته بگذارند تا ما برویم.


یادداشتهای روزانه یک بسیجی شاسکول در امریکا (3)

"امروز صبح همسایه دندانپزشک امریکایی ام در منزل را زد. وقتی در را باز کردم گفت: فقط آمده ام از شما و خانواده تان بخاطر توهین ترامپ به مسلمانان عذرخواهی کنم. درحالیکه گریه میکرد یک دسته گل به من داد و رفت!"
حیف شد که من انگلیسی بلد نبودم والا براش میگفتم که اینها همش از قدرت اسلام است که یک امریکایی بعد از اینکه ما 38 سال پرچم شان را آتیش زدیم و آنهمه مرگ برامریکا گفتیم و از دیوار سفارتشان بالا رفتیم باز آمده و از ما معذرت خواهی میکند. اینها همه اش از ظواهر ظهور آقا امام زمان است که دشمن با پای خودش می آید درب منزل ما و دو دستی میزند توی فرق سر خودش و اظهار ندامت میکند. اینجاست که باید گفت: فاعتبروا یا اوالالباب!
ای کاش می توانستم به او بگویم: شما امریکایی ها اگر میخواهید از دست "دشمن" یعنی همین ترامپ راحت بشوید باید با شعار "ما اهل کوفه نیستیم هیلاری تنها بماند" بریزید توی خیابان و تظاهرات کنید و شیشه مغازه ها را بشکنید و خلاصه انقلاب کنید تا ترامپ امریکا را ول بکند برود ایران. مثل همان کاری که ما سه دهه قبل کردیم و شاه را فراری دادیم و الان مملکت ما شده گل و بلبل. شما هم باید مثل ما انقلاب اسلامی بکنید تا رستگار بشوید. بدبختی شما امریکایی ها دو چیز است: یکی اینکه 22 بهمن ندارید دوم اینکه زیاد مک دونالد میخورید که مال صهیونیست هاست. 
امروز در خبرها خواندم خاتمی جون دعوت به آشتی ملی کرده. هروقت اسم آشتی ملی به میان میاد قوه قضائیه میریزد یک عده ای از روزنامه نگاران و مردم عادی را دستگیر میکند و بسیج هم میریزد توی خیابانها مردم عادی را کتک میزند و لباس شخصی ها هم اسید پاشی میکنند و مراجع قم هم ماهواره و اینترنت و آب آشامیدنی را حرام اعلام میکنند و سپاه هم توی فرودگاه امام خمینی چند تا کانتینر مستقر میکند و هر ایرانی که از خارج برمیگردد و لباس مرتب و اتو کشیده دارد را دستگیر میکند و می اندازد توی آن کانتینرها تا نشان بدهند نظام اقتدار دارد و اهل آشتی و اینجور سوسول بازی ها نیست.
خلاصه اسم آشتی ملی که به میان میاد مو به تن آدم سیخ میشه.

یادداشتهای روزانه یک چپول اسلامی مقیم خارج

تو رو خدا ببین چه کسانی مخالف ترامپ هستند: مهاجرانی و زنش!


اینها از هم اکنون دارند تمرین ضد جنگ میکنند چون احساس کرده اند نظام مقدس شان درخطر است.

مسلمانها نژادپرست تر از ترامپ هستند

این جماعت مسلمانها تا زمانی که در کشور خودشان هستند بقیه دنیا را بلاد کفر و نجس میدانند و بدترین رفتار را با اقلیتهای غیرمسلمان میکنند. عربستان سعودی به غیرمسلمانها اجازه ورود به شهرهای مکه و مدینه را نمیدهد چون اصولا آنها را پاک نمیداند. توی ایران بدترین رفتارهای غیرانسانی را با بهایی ها میکنند و حتی به آنها اجازه داشتن قبرستان برای دفن مردگان خودشان را هم نمیدهند.
زمانی هم که پایشان به خارج میرسد هنوز مهر ویزا یا اقامت شان خشک نشده توی همان فرودگاه بلاد کفر نماز جماعت برگزار میکنند.
شما توی کانادا دقت کنید. توی شرکتهای بزرگ هیچوقت نمی بینید که یک اتاق را برای عبادت مسیحیان یا یهودیان یا سیکها یا بودایی ها اختصاص داده باشند ولی حتما شما یک اتاق را پیدا میکنید که مخصوص نمازخواندن کارکنان یا کارگران مسلمان است.
کارفرماهای خارجی از ترس اینکه مسلمانها قشقرق نکنند با وجود کمبود جا حتما یک اتاقی را به این جماعت از خودراضی اختصاص میدهند .ضمنا آنها اجازه دارند روزهای جمعه یکی دو ساعت جیم بشوند. ماه رمضان ها هم که جای خود دارد. همه دنیا باید مراعات حال آنها را بکنند.
بعد کم کم وقتی که می بینند جمعیت شان در بلاد کفر زیادتر شد شروع میکنند به تظاهرات برای تغییر قوانین سکولار جامعه به قانون شریعت!
مثل همین اوضاعی که در بلژیک و فرانسه و کانادا بوجود امده است. دولت باید از پول مالیات غیرمسلمانها برای اینها مسجد بسازد و به انها کمک مالی بکند.
شما یک کشور اسلامی را پیدا نمیکنید که به غیرمسلمانها پناهندگی بدهد. چون اولا خودشان بدبخت تر از بقیه هستند ثانیا اگر مثل عربستان سعودی و امارات و قطر هم وضع مالی شان خوب باشد باز به کسی سیتیزن شیپی نمیدهند. 

البته منشا نژادپرستی مسلمانها از خود اسلام و باورهای اسلامی است که سخن در این باره بسیار است.